نثر · شماره 16
ظاهرا از این حرف ها میزد ، ولی پیدا بود که در ته دل کلب حسین را دوست داشت و خیلی مایل بود که شوهر
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 13
که خواستند او را بدهند به کل حسین شاگرد نجار ، کل حسین او را نخواست . ولی آبجی خانم هر جا می نشست
# - 14
می گفت : ‹‹ شوهر برایم پیدا شد ولی خودم نخواستم . پوه ، شوهرهای امروزه همه عرقخور و هرزه برای لای
# - 15
جرز خوبند ! من هیچ وقت شوهر نخواهم کرد. ››
# - 16
ظاهرا از این حرف ها میزد ، ولی پیدا بود که در ته دل کلب حسین را دوست داشت و خیلی مایل بود که شوهر
انتخابشده - 17
بکند. اما چون از پنج سالگی شنیده بود ک زشت است و کسی او را نمی گیرد ، از آنجائیکه از خوشیهای این دنیا
# - 18
خودش را بی بهره میدانست میخواست بزور نماز و طاعت اقلا مال دنیای دیگر را دریابد. از این رو برای خودش
# - 19
دلداری پیدا کرده بود . آری این دنیای دو روزه چه افسوسی دارد اگر از خوشیهای آن برخوردار نشود ؟ دنیای
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 16 از «آبجی خانم» است.