نثر · شماره 48
مادرش سماور حلبی ، دیزی ، بادیه مسی ، ترشی و پیاز را برداشتند و رفتند روی گلیم دور هم نشستند ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 45
موضوع خواهرش چه بوده و مادر او هم چیزی نگفت .
# - 46
سر شب که پدرش با کلاه تخم مرغی که دوغ آب گچ رویش شتک زده بود از بنائ ی برگشت رختش را در آورد ،
# - 47
کیسه توتون و چپقش را برداشت رفت بالای پشت بام . آبجی خانم هم کارهایش را کرده و نکرده گذاشت ، با
# - 48
مادرش سماور حلبی ، دیزی ، بادیه مسی ، ترشی و پیاز را برداشتند و رفتند روی گلیم دور هم نشستند ،
انتخابشده - 49
مادرش پیش در آمد کرد که عباس نوکر همان خانه که ماهرخ در آنجا خدمتگار است ، خیال دارد او را بزنی
# - 50
بگیرد . امروز صبح هم که خانه خلوت بود ننه عباس آمده بود خواستگاری . میخواهند هفته دیگر او را عقد بکنند،
# - 51
۲۵ تومان شیر بها میدهند ، ۳۰ تومان مهر میکنند با آینه ، لاله ، کلام الله ، یک جفت ارسی ، شیرینی ، کیسه حنا ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 48 از «آبجی خانم» است.