نثر · شماره 54
باشد عیبی ندارد . بدون اینکه تعجب بکند ، خوشحا ل بشود یا اظهار عقیده بکند . مانند اینکه از زنش میترسید .
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 51
۲۵ تومان شیر بها میدهند ، ۳۰ تومان مهر میکنند با آینه ، لاله ، کلام الله ، یک جفت ارسی ، شیرینی ، کیسه حنا ،
# - 52
چارقد ، تافته ، تنبان ، چیت زری _ پدر او همینطور که با باد بزن دور شله دوخته خودش را بادمیزد ، و قند
# - 53
گوشه دهانش گذاشته چائی دیشلمه را بسر میکشید ، سرش را جنبانید و سر زبانی گفت : خیلی خوب ، مبارک
# - 54
باشد عیبی ندارد . بدون اینکه تعجب بکند ، خوشحا ل بشود یا اظهار عقیده بکند . مانند اینکه از زنش میترسید .
انتخابشده - 55
آبجی خانم خون خونش را میخورد همینکه مطلب را دانست ، دیگرنتوانست باقی بله بریهائی که شده گوش بدهد
# - 56
به بهانه نماز بی اختیار بلند شد رفت پائین در اطاق پنج دری، خودش را در آینه کوچکی که داشت نگاه کرد ،
# - 57
بنظر خودش پیر و شکسته آمد ، مثل اینکه این چند دقیقه او را چندین سال پیر کرده بود . چین میان ابروهای
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 54 از «آبجی خانم» است.