نثر · شماره 65
را میپائید، دو روز بود که خودش را بسر درد زده بود و خوابیده بود ، مادرش هم پی در پی به او سرزنش میداد
شاعرصادق هدایتاثرآبجی خانم
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 62
قلمکار و همه چیز خریدند و چون مادرش خیلی حسرت داشت هر چه خرده ریز و ته خانه بدستش میآمد برای
# - 63
جهاز ماهرخ کنار میگذاشت . حتی جا نماز ترمه ای که آبجی خانم چند بار از مادرش خواسته بود و به او نداده
# - 64
بود، برای ماهرخ گذاشت . آبجی خانم در این چند روزه خاموش و اندیشناک زیر چشمی همه کارها و همه چیزها
# - 65
را میپائید، دو روز بود که خودش را بسر درد زده بود و خوابیده بود ، مادرش هم پی در پی به او سرزنش میداد
انتخابشده - 66
و میگفت :
# - 67
پس خواهری برای چه روزی خوبست هان ؟ میدانم از حسودی است ، حسود به مقصود نمیرسد ، دیگر - »
# - 68
زشتی و خوشگلی که بدست من نیست کار خداست ، دیدی که خواستم تو را بدهم به کلب حسین ام ا تو را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 65 از «آبجی خانم» است.