کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 95

گذاشتند . پدر ماهرخ متفکر قدم میزد که خرجش زیاد شده ، اما مادر او پاهایش را در یک کفش کرده بود که

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 92

    بچه کوچک دستهای یکدیگر را گرفته بودند مینشستند و بلند می شدند و میگفتند : ‹‹ حمومک مورچه داره ، بشین

    #
  2. 93

    و پاشو ›› سماورهای مسوار را که کرایه کرده بودند آتش انداختند ، اتفاقا خبر دادند که خانم ماهرخ با

    #
  3. 94

    دخترهایش سر عقد خواهند آمد . دو تا میز را هم رویش شیرینی و میوه چیدند و پای هر کدام دو صندلی

    #
  4. 95

    گذاشتند . پدر ماهرخ متفکر قدم میزد که خرجش زیاد شده ، اما مادر او پاهایش را در یک کفش کرده بود که

    انتخاب‌شده
  5. 96

    برای سر شب خیمه شب بازی لازم است ولی در میان این هیاهو حرفی از آبجی خانم نبود ، از دو بعد از ظهر او

    #
  6. 97

    رفته بود بیرون کسی نمیدانست کجاست ، لابد او رفته بود پای وعظ !

    #
  7. 98

    وقتیکه لاله ها روشن بود عقد برگزار شده بود همه رفته بودند مگر ننه حسن ، عروس و داماد را دست بدست

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 95 از «آبجی خانم» است.