نثر · شماره 4
نشست . پاروی پایش می انداخت، رمان میخواند جورابش را وصله میزد و یا خامه دوزی میکرد ، مخصوصا "
شاعرصادق هدایتاثرآیینه شکسته
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
به م . مینوی
# - 2
اودت مثل گلهای اول بهار تر و تازه بود ، با یک جفت چشم خمار برنگ آسمان و زلفهای بوری که همیشه
# - 3
یکدسته از آن روی گونه اش آویزان بود . ساعتهای دراز با نیم رخ ظریف رنگ پریده جلو پنجره اطاقش می
# - 4
نشست . پاروی پایش می انداخت، رمان میخواند جورابش را وصله میزد و یا خامه دوزی میکرد ، مخصوصا "
انتخابشده - 5
وقتیکه والس گریزری را در ویلن میزد، قلب من از جا کنده میشد.
# - 6
پنجره اطاق من روبروی پنجره اطاق اودت بود ، چقدر دقیقه ها، ساعتها و شاید روزهای یکشنبه را من از
# - 7
پشت شیشه پنجره اطاقم ب ه او نگاه میکردم . بخصوص شبها وقتیکه جورابهایش را در میآورد و در رختخوابش
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «آیینه شکسته» است.