نثر · شماره 72
بیاد تو والس " گریز ری " را میزنم، عکسی که در بیشه ونسن برداشتیم روی میزم است، وقتی عکست را نگاه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 69
" دیروز با هلن درباغ لوگزامبورک قدم میزدیم ، نزدیک آن نیمکت سنگی که رسیدیم یا د آن روز افتادم که
# - 70
روی همان نیمکت نشسته بودیم و تو از مملکت خودت صحبت میکردی، و آن همه وعده میدادی و من هم آن
# - 71
وعده ها را باور کردم و امروز اسبا ب دست و مسخره دوستانم شده ام و حرفم سر زبانها افتاده ! من همیشه
# - 72
بیاد تو والس " گریز ری " را میزنم، عکسی که در بیشه ونسن برداشتیم روی میزم است، وقتی عکست را نگاه
انتخابشده - 73
میکنم، همان بمن دلگرمی میدهد : با خود میگویم " نه، این عکس مرا گول نمیزند !" ولی افسوس ! نمیدانم تو هم
# - 74
معتقدی یا نه . اما از آن شبی که آینه ام شکست ، همان آینه ای که تو خودت بمن داده بودی، قلبم گواهی پیش
# - 75
آمد ناگواری را میداد . روز آخری که یکدیگر را دیدیم و گفتی که بانگلیس میروی، قلبم بمن گفت که تو خیلی دور
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 72 از «آیینه شکسته» است.