نثر · شماره 45
سید جعفر، پدرشان، کارش معرکه گرفتن در مسجد شاه بود . مردم بیکار را دور خودش جمع میکرد و برایشان
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 42
و پشت لبش تازه سبز شده بود . ربابه پانزده ساله و گندمگون بود، ابروهای تنگ، لبهای برجسته سرخ، دستهای
# - 43
کوچک و چانه باریک داشت، و بیشتر به مادرش رفته بود، در صورتیکه سید احمد شبیه و نمونه پدرش بود .
# - 44
حتی نشان مرض خطرناک او در احمد آشکار شده بود.
# - 45
سید جعفر، پدرشان، کارش معرکه گرفتن در مسجد شاه بود . مردم بیکار را دور خودش جمع میکرد و برایشان
انتخابشده - 46
بطور سوال و جواب مسائل فقهی و تکلیفی را بدون پرده و رو دربایستی تشریح میکرد . بقدری در فن خودش
# - 47
مهارت داشت که در موقع فروش دعا یک عقرب سیاه را دست آموز و زهر او را خنثی کرده بود و با آن نمایش
# - 48
میداد. اگرچه در این اواخر کاسبیش خوب نمیچرید، ولی بقدر خرج خانه اش در میآورد . پنجسال پیش یکشب که
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 45 از «چنگال» است.