نثر · شماره 57
زیادی را از سر خودش باز کند و دل فارغ با رقیه خانه را خلوت بکند . از همانوقت سید احمد و ربابه خودشان را
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 54
شرکت مینمود، چون سید جعفر از آن مردهائی بود که سر جوانی این بچه ها را پیدا کرده بود، به امید اینکه
# - 55
گوینده لااله الاالله پس میاندازد، و دهن باز بی روزی نمیماند و خدا بچه بدهد سرش را پوست هندو انه میگذاریم .
# - 56
اما حالا که آنها را میدید تعجب میکرد چطور این ب چه ها مال اوست و همه خیالش این بود که این دو تا نانخور
# - 57
زیادی را از سر خودش باز کند و دل فارغ با رقیه خانه را خلوت بکند . از همانوقت سید احمد و ربابه خودشان را
انتخابشده - 58
در خانه پدری بیگانه دیدند و زندگی برا یشان تحمل ناپذیر شد، بهمین جهت آنها بیش از پیش ب ه یکدیگر دلبستگی
# - 59
پیدا کردند . رقیه سلطان برای اینکه آنها را از زندگی خودش جدا بکند، اطاق روی آب انبار را که نمناک و تاریک
# - 60
بود برای آنها اختصاص داد و از این رو دو ماه بود که احمد پا درد گرفته بود و با آنکه چندی ن بار برایش دعا
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 57 از «چنگال» است.