نثر · شماره 91
یکی از روز های زیارتی که سید جعفر و رقیه سلطان ب ه شاه عبدالعظیم رفته بودند و قرار بود که شب را در آنجا
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 88
که باین مطلب پی برده بود، برای اینکه به احمد نشان بدهد که مشدی غلام را دوست ندارد، نسبت با و بیشتر
# - 89
ابراز محبت میکرد، بطوریکه احمد خسته میشد و چیز دیگری که احمد را تهدید می کرد، پا درد بود که سخت تر
# - 90
شده بود و از این جهت پیوسته غمگین و خاموش بود.
# - 91
یکی از روز های زیارتی که سید جعفر و رقیه سلطان ب ه شاه عبدالعظیم رفته بودند و قرار بود که شب را در آنجا
انتخابشده - 92
بمانند ربابه از غیبت زن پدرش خوشحال تر از همیشه بود، حتی کمی به خودآرائی پرداخته و از سفیداب تبریز
# - 93
زن پدرش که چندی پیش کش رفته بود ب ه صورتش مالیده بود، ولی سیداحمد درین روز دیرتر از معمول بخانه
# - 94
آمد. هرچند بزک ربابه در نظر احمد بطرز دیگری جلوه کرد، ولی این فکر دردناک برایش آمد که ربابه حالا
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 91 از «چنگال» است.