نثر · شماره 108
« . میگذارم تا جنس دکان خودمان را بفروشم. اما کاسبی کردن با راست گفتن دو تا است
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 105
« ؟ مگر پای معرکه بابام نشنیدی برای شراب چه چیزهائی میگفت »
# - 106
کاسبیش بوده . تو خودت گفتی، از قول ماه سلطان گفتی که همان شب که ننمون را خفه کرد مست بوده . میدانی »
# - 107
این حرفهائی که میزند برای کاسبیش است . اگر از دکان همسایه کفش گاومیش خوب بخرند من هزار عیب رو یش
# - 108
« . میگذارم تا جنس دکان خودمان را بفروشم. اما کاسبی کردن با راست گفتن دو تا است
انتخابشده - 109
« . شاید حکیم بهش داده »
# - 110
حکیم چرا بمن نمیدهد؟ منکه جوانم، حالم بدتر از اوست او شصت سال دارد . همه کیفها را کرده، همه بامبولها »
# - 111
را زده، میفهمی؟ آنوقت ارث پادردش را بمن داده . اگر شراب برای پادرد خوبست، چرا من نخورم؟ دروغ است .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 108 از «چنگال» است.