نثر · شماره 185
سنگ حوض زد . کف خون آلودی از دهنش بیرون آمد و بی حس روی زانوی او افتاد . بعد احمد بلند شد، چند قدم
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 182
« !.. اوه _ چشمها _ شکل بابام شدی »
# - 183
باقی حرف در دهنش ماند، چون دستهای احمد با تردستی و چالاکی مخصوصی دو رشته گیس بافته ربابه را
# - 184
گرفت و بدور گردنش پیچانید و بسختی فشار داد . ربابه فریاد کشید؛ ولی احمد گلویش را گرفت و سر او را به
# - 185
سنگ حوض زد . کف خون آلودی از دهنش بیرون آمد و بی حس روی زانوی او افتاد . بعد احمد بلند شد، چند قدم
انتخابشده - 186
به کمک عصا راه رفت، سپس مثل اینکه همه قوای او بکار رفته بود دوباره بزمین خورد.
# - 187
صبح مرده هر دو آنها را در حیاط پهلوی حوض پیدا کردند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 185 از «چنگال» است.