مصرع نخست · شماره 13
جانی که او را هست آن محبوس از آن شد در جهان
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
وز کفش خود شد خوشتری پا را در آن جا راحتی
# - 11
جان نیز داند جفت خود وز غیب داند نیک و بد
# - 12
کز غیب هر جان را بود درخورد هر جان ساحتی
# - 13
جانی که او را هست آن محبوس از آن شد در جهان
انتخابشده - 14
چون نیست او را این زمان از بهر آن دم طاقتی
# - 15
چون شاه زاده طفل بد پس مخزنش بر قفل بد
# - 16
خلعت نهاده بهر او تا برکشد او قامتی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «غزل شماره ۲۴۴۸ - ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی...» است.