مصرع دوم · شماره 8
غم هستی تو کمتر خور چه شیرین است بی خویشی
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
مترس آخر نه مردی تو بجنب آخر نمردی تو
# - 6
بده آن زر به سیمین بر چه شیرین است بی خویشی
# - 7
چرا تو سرد و برف آیی فنا شو تا شگرف آیی
# - 8
غم هستی تو کمتر خور چه شیرین است بی خویشی
انتخابشده - 9
در این منگر که در دامم که پر گشت است این جامم
# - 10
به پیری عمر نو بنگر چه شیرین است بی خویشی
# - 11
چه هشیاری برادر هی ببین دریای پر از می
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «غزل شماره ۲۵۰۴ - اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی خویشی...» است.