مصرع نخست · شماره 39
بر او صفرا کنند آنگه ز نخوت اصل سیم و زر
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 36
که در جسم از زمینستی و در عمر از زمانستی
# - 37
ز یک خندش مصور شد بهشت ار هشت ور بیش است
# - 38
به چشم ابلهان گویی ز جنت ارمغانستی
# - 39
بر او صفرا کنند آنگه ز نخوت اصل سیم و زر
انتخابشده - 40
که ما زر و هنر داریم و غافل زو که کانستی
# - 41
چه عذر آرند آن روزی که عذرا گردد از پرده
# - 42
چه خون گریند آن صبحی که خورشیدش عیانستی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 39 از «غزل شماره ۲۵۱۹ - غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی...» است.