مصرع دوم · شماره 10
ببینی بحر را تازان در آن بحر پر از خونی
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
نیاید جز ز مه رویی طواف برج ها کردن
# - 8
که مادون را رها کردن نباشد کار هر دونی
# - 9
برو تو دست اندازان به سوی شاه چون باران
# - 10
ببینی بحر را تازان در آن بحر پر از خونی
انتخابشده - 11
چه لاله است و گل و ریحان از آن خون رسته در بستان
# - 12
ببینی و بشوید جان دو دست خود به صابونی
# - 13
چو دررفتی در آن مخزن منزه از در و روزن
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «غزل شماره ۲۵۵۰ - یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی...» است.