مصرع نخست · شماره 11
دلا گر چه نزاری تو مقیم کوی یاری تو
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
پس آنگه عاشق کشته تو را گوید چو خوش خویی
# - 9
ز شیران جمله آهویان گریزان دیدم و پویان
# - 10
دلا جویای آن شیری خدا داند چه آهویی
# - 11
دلا گر چه نزاری تو مقیم کوی یاری تو
انتخابشده - 12
مرا بس شد ز جان و تن تو را مژده کز آن کویی
# - 13
به پیش شاه خوش می دو گهی بالا و گه در گو
# - 14
از او ضربت ز تو خدمت که او چوگان و تو گویی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «غزل شماره ۲۵۵۳ - کجا شد عهد و پیمانی که می کردی نمی گویی...» است.