مصرع نخست · شماره 17از درد به صاف آییم وز صاف به قاف آییمشاعرمولویاثردومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14وان مریم نی زان دم حامل شده حلویا#15گر توبه ز نان کردی آخر چه زیان کردی#16کو سفره نان افزا کو دلبر جان افزا#17از درد به صاف آییم وز صاف به قاف آییمانتخابشده18کز قاف صیام ای جان عصفور شود عنقا#19صفرای صیام ارچه سودای سر افزاید#20لیکن ز چنین سودا یابند ید بیضا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «دوم» است.سطر پیشینکو سفره نان افزا کو دلبر جان افزا→سطر بعدیکز قاف صیام ای جان عصفور شود عنقا←