مصرع نخست · شماره 33چشم مستش چو کند قصد شکار دل توشاعرمولویاثرچهارمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30لولیان چو ببیند شود او هم سفری#31لولیانند درین شهر که دلها دزدند#32چشم ازین خلق ببندی چو دریشان نگری#33چشم مستش چو کند قصد شکار دل توانتخابشده34دل نگه داری و سودت نکند چاره گری#35عاشقانند ترا در کنف غیب نهان#36گر تو، بینی نکنی، از غمشان بوی بری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «چهارم» است.سطر پیشینچشم ازین خلق ببندی چو دریشان نگری→سطر بعدیدل نگه داری و سودت نکند چاره گری←