مصرع نخست · شماره 17رحم عشق چو ویی را نبود هیچ رفوشاعرمولویاثرپنجمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14کانچ خواهی تو قضا نیز همان بود بیا#15شمس تبریز! که جان طال بقای تو زند#16ماه دراعه خود چاک برای تو زند#17رحم عشق چو ویی را نبود هیچ رفوانتخابشده18صبر کن هیچ مگو هیچ مگو هیچ مگو#19طلب خانه وی کن که همه عشق دروست#20می دو امروز برین دربدر و کوی به کو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «پنجم» است.سطر پیشینماه دراعه خود چاک برای تو زند→سطر بعدیصبر کن هیچ مگو هیچ مگو هیچ مگو←