مصرع نخست · شماره 51غم و اندیشه! برو روزی خود بیرون جوشاعرمولویاثرپنجمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.48هر یکی را بدهد باده و جانباز کند#49ای غم آخر علف دود تو کم نیست برو#50عاشقانیم که ما را سر غم نیست برو#51غم و اندیشه! برو روزی خود بیرون جوانتخابشده52روزی ما بجز از لطف و کرم نیست برو#53شادی هردو جهان! در دل عشاق ازل#54درمیا کین سر حد جای تو هم نیست برو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 51 از «پنجم» است.سطر پیشینعاشقانیم که ما را سر غم نیست برو→سطر بعدیروزی ما بجز از لطف و کرم نیست برو←