مصرع نخست · شماره 49شعشعه جام تو عالم گرفتشاعرمولویاثردهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.46ای خنک آن چشم که روی تو دید#47دیدن روی تو بسی نادرست#48ای خنک آن، گوش که نامت شنید#49شعشعه جام تو عالم گرفتانتخابشده50ولوله صبح قیامت دمید#51عقل نیابند به دارو، دگر#52عقل ازین حیرت شد ناپدید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 49 از «دهم» است.سطر پیشینای خنک آن، گوش که نامت شنید→سطر بعدیولوله صبح قیامت دمید←