مصرع دوم · شماره 50ولوله صبح قیامت دمیدشاعرمولویاثردهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.47دیدن روی تو بسی نادرست#48ای خنک آن، گوش که نامت شنید#49شعشعه جام تو عالم گرفت#50ولوله صبح قیامت دمیدانتخابشده51عقل نیابند به دارو، دگر#52عقل ازین حیرت شد ناپدید#53باز نیاید، بدود تا هدف#دربارهٔ این سطرسطر شماره 50 از «دهم» است.سطر پیشینشعشعه جام تو عالم گرفت→سطر بعدیعقل نیابند به دارو، دگر←