مصرع دوم · شماره 22که هر مهجور را آخر ز هجران صبر برهاندشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.19چو اندر گلستان آید، گل و گلبن سجود آرد#20چو در شکرستان آید، قصب بر قند پیچاند#21درختان همچو یعقوبان، بدیده یوسف خود را#22که هر مهجور را آخر ز هجران صبر برهاندانتخابشده23بهار آمد بهار آمد، بهاریات باید گفت#24بکن ترجیع، تا گویم: « شکوفه از کجا بشکفت »#25بهارست آن بهارست آن، و یا روی نگارست آن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 22 از «یازدهم» است.سطر پیشیندرختان همچو یعقوبان، بدیده یوسف خود را→سطر بعدیبهار آمد بهار آمد، بهاریات باید گفت←