مصرع نخست · شماره 19چو اندر گلستان آید، گل و گلبن سجود آردشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.16بود کانجا بود دلبر، سعادت را کی می داند؟!#17یقین آنجاست آن جانان، امیر چشمه حیوان#18که باغ مرده شد زنده، و جان بخشیدن او تاند#19چو اندر گلستان آید، گل و گلبن سجود آردانتخابشده20چو در شکرستان آید، قصب بر قند پیچاند#21درختان همچو یعقوبان، بدیده یوسف خود را#22که هر مهجور را آخر ز هجران صبر برهاند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 19 از «یازدهم» است.سطر پیشینکه باغ مرده شد زنده، و جان بخشیدن او تاند→سطر بعدیچو در شکرستان آید، قصب بر قند پیچاند←