مصرع دوم · شماره 72بگو: «نار ولا عار » که مردن به ز بدنامیشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.69ز ترجیع چهارم تو عجب نبود که بگریزی#70که شیر عشق بس تشنه ست و دارد قصد خونریزی#71بیا، مگریز شیران را، گریزانی بود خامی#72بگو: «نار ولا عار » که مردن به ز بدنامیانتخابشده73چو حله سبز پوشیدند عامه باغ، آمد گل#74قبا را سرخ کرد از خون ز ننگ کسوه عامی#75لباس لاله نادرتر، که اسود دارد و احمر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 72 از «یازدهم» است.سطر پیشینبیا، مگریز شیران را، گریزانی بود خامی→سطر بعدیچو حله سبز پوشیدند عامه باغ، آمد گل←