مصرع نخستِ میانی · شماره 69ز ترجیع چهارم تو عجب نبود که بگریزیشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.66که خون هر کرا خوردی، خوشش حی ابد کردی »#67فلک گردان بدرگاهت، ز بیم فرقت ماهت#68همی گردد فلک ترسان، کزو ناگاه برگردی#69ز ترجیع چهارم تو عجب نبود که بگریزیانتخابشده70که شیر عشق بس تشنه ست و دارد قصد خونریزی#71بیا، مگریز شیران را، گریزانی بود خامی#72بگو: «نار ولا عار » که مردن به ز بدنامی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 69 از «یازدهم» است.سطر پیشینهمی گردد فلک ترسان، کزو ناگاه برگردی→سطر بعدیکه شیر عشق بس تشنه ست و دارد قصد خونریزی←