مصرع دوم · شماره 126هزاران جان انسانی برویید از گل تیرهشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.123هزاران فاضل و دانا، غلام چشم یک بینا#124کمینه شیر را بینی به گاو و پیل بر، چیره#125زهی خورشید جان افزا که یک تابش چو شد پیدا#126هزاران جان انسانی برویید از گل تیرهانتخابشده127بدین خورشید هر سایه، که اهل اقتدا آمد#128چو سایه پست گشت از غم، برای فوت تکبیره#129رهست از عقرب اعشی، بسوی عقرب گردون#دربارهٔ این سطرسطر شماره 126 از «یازدهم» است.سطر پیشینزهی خورشید جان افزا که یک تابش چو شد پیدا→سطر بعدیبدین خورشید هر سایه، که اهل اقتدا آمد←