مصرع نخست · شماره 55خوبان برسیدند ز بتخانه غیبیشاعرمولویاثردوازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.52کز سوی عدم سنبله و یاسمن آمد#53جانهای گلستان بدم دی بپریدند#54هنگام بهاران شد، و هر جان به تن آمد#55خوبان برسیدند ز بتخانه غیبیانتخابشده56کوری خزانی که بخو، بت شکن آمد#57چون صبر گزیدند بدی جمله درختان#58آن هجر چو چاهست و صبوری رسن آمد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 55 از «دوازدهم» است.سطر پیشینهنگام بهاران شد، و هر جان به تن آمد→سطر بعدیکوری خزانی که بخو، بت شکن آمد←