مصرع دوم · شماره 16هردم می رسیدشان بار و خفیر از درم »شاعرمولویاثرهجدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.13نوح میان دشمنان بود هزار سال خوش#14عصمت ماش بد به کف غالب بود لاجرم#15چند هزار همچو او بنده خاص پاک خو#16هردم می رسیدشان بار و خفیر از درم »انتخابشده17گفت کلیم: « زاب من غم نخورم که من درم»#18گفت: « خلیل ز آتشش غم نخورم که من زرم »#19گفت: « مسیح مرده را زنده کنم به نام او#دربارهٔ این سطرسطر شماره 16 از «هجدهم» است.سطر پیشینچند هزار همچو او بنده خاص پاک خو→سطر بعدیگفت کلیم: « زاب من غم نخورم که من درم»←