مصرع نخست · شماره 17گفت کلیم: « زاب من غم نخورم که من درم»شاعرمولویاثرهجدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14عصمت ماش بد به کف غالب بود لاجرم#15چند هزار همچو او بنده خاص پاک خو#16هردم می رسیدشان بار و خفیر از درم »#17گفت کلیم: « زاب من غم نخورم که من درم»انتخابشده18گفت: « خلیل ز آتشش غم نخورم که من زرم »#19گفت: « مسیح مرده را زنده کنم به نام او#20اکمه را بصر دهم، جانب طب به ننگرم »#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «هجدهم» است.سطر پیشینهردم می رسیدشان بار و خفیر از درم »→سطر بعدیگفت: « خلیل ز آتشش غم نخورم که من زرم »←