مصرع نخست · شماره 21مروح کن دل و جان را، دل تنگ پریشان راشاعرمولویاثرسی امقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18ازیرا شهد پیوندی، ازیرا زهر هجرانی#19دهان عشق می خندد، دو چشم عشق می گرید#20که حلوا سخت شیرینست و حلواییش پنهانی#21مروح کن دل و جان را، دل تنگ پریشان راانتخابشده22گلستان ساز زندان را، برین ارواح زندانی#23بدین مفتاح کوردم، گشاده گر نشد مخزن#24کلیدی دیگرش سازم، به ترجیعش کنم روشن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «سی ام» است.سطر پیشینکه حلوا سخت شیرینست و حلواییش پنهانی→سطر بعدیگلستان ساز زندان را، برین ارواح زندانی←