مصرع نخست · شماره 3قدح و می گزیده، ز کف خدا رسیدهشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1هله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزی#2سوی من بیا و بستان بدو دست، تا نریزی#3قدح و می گزیده، ز کف خدا رسیدهانتخابشده4چو خوری، چنان بیفتی که به حشر بر نخیزی#5و اگر کشی تو گردن، ز می و شراب خوردن#6دهمت به قهر خوردن، تو ز من کجا گریزی؟!#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «چهلم» است.سطر پیشینسوی من بیا و بستان بدو دست، تا نریزی→سطر بعدیچو خوری، چنان بیفتی که به حشر بر نخیزی←