مصرع نخست · شماره 49به جناب غیب یاری، به سفر دوید باریشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.46بنظر چو ره نوردی، تو در انتظار چونی؟#47رخت از ضمیر و فکرت به یقین اثر بیابد#48چو درون کوزه چیزی بود از برون تلابد#49به جناب غیب یاری، به سفر دوید باریانتخابشده50ز فخ زمانه مرغی سره، برپرید، باری#51هله ای نکو نهادا، که روانت شاد بادا#52که به ظاهر آن شکوفه ز چمن برید، باری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 49 از «چهلم» است.سطر پیشینچو درون کوزه چیزی بود از برون تلابد→سطر بعدیز فخ زمانه مرغی سره، برپرید، باری←