مصرع نخست · شماره 59برهانش ای سعادت، ز فراق و رنج وحشتشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.56که ز گرگ مرگ صیدت بشد و رمید باری#57سوی آسمان غیبی، تو چگونه و چونی؟#58که بر آسمان ز یاران اسفا رسید، باری#59برهانش ای سعادت، ز فراق و رنج وحشتانتخابشده60که ز دام تنگ صورت، بشد و رهید، باری#61ز جهان برفت باید، چه جوانی، و چه پیری#62خوش و عاشق و مکرم، سبک و شهید، باری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 59 از «چهلم» است.سطر پیشینکه بر آسمان ز یاران اسفا رسید، باری→سطر بعدیکه ز دام تنگ صورت، بشد و رهید، باری←