مصرع نخست · شماره 61ز جهان برفت باید، چه جوانی، و چه پیریشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.58که بر آسمان ز یاران اسفا رسید، باری#59برهانش ای سعادت، ز فراق و رنج وحشت#60که ز دام تنگ صورت، بشد و رهید، باری#61ز جهان برفت باید، چه جوانی، و چه پیریانتخابشده62خوش و عاشق و مکرم، سبک و شهید، باری#63به صلای تو دویدم، ز دیار خود بریدم#64به وثاق تو رسیدم، بده آن کلید، باری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 61 از «چهلم» است.سطر پیشینکه ز دام تنگ صورت، بشد و رهید، باری→سطر بعدیخوش و عاشق و مکرم، سبک و شهید، باری←