مصرع نخست · شماره 63به صلای تو دویدم، ز دیار خود بریدمشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.60که ز دام تنگ صورت، بشد و رهید، باری#61ز جهان برفت باید، چه جوانی، و چه پیری#62خوش و عاشق و مکرم، سبک و شهید، باری#63به صلای تو دویدم، ز دیار خود بریدمانتخابشده64به وثاق تو رسیدم، بده آن کلید، باری#65اگر آفتاب عمرم، بمغاربی فروشد#66بجز آن سحر ز فضلت، سحری دمید، باری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 63 از «چهلم» است.سطر پیشینخوش و عاشق و مکرم، سبک و شهید، باری→سطر بعدیبه وثاق تو رسیدم، بده آن کلید، باری←