مصرع دوم · شماره 66بجز آن سحر ز فضلت، سحری دمید، باریشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.63به صلای تو دویدم، ز دیار خود بریدم#64به وثاق تو رسیدم، بده آن کلید، باری#65اگر آفتاب عمرم، بمغاربی فروشد#66بجز آن سحر ز فضلت، سحری دمید، باریانتخابشده67وگر آن ستاره ناگه، بفسرد از نحوست#68من از آفتاب غیبی شده ام سعید، باری#69و اگر سزای دنیا نبدم، به عمر کوته#دربارهٔ این سطرسطر شماره 66 از «چهلم» است.سطر پیشیناگر آفتاب عمرم، بمغاربی فروشد→سطر بعدیوگر آن ستاره ناگه، بفسرد از نحوست←