مصرع نخست · شماره 67وگر آن ستاره ناگه، بفسرد از نحوستشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.64به وثاق تو رسیدم، بده آن کلید، باری#65اگر آفتاب عمرم، بمغاربی فروشد#66بجز آن سحر ز فضلت، سحری دمید، باری#67وگر آن ستاره ناگه، بفسرد از نحوستانتخابشده68من از آفتاب غیبی شده ام سعید، باری#69و اگر سزای دنیا نبدم، به عمر کوته#70کرم و کرامتت را دل من سزید، باری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 67 از «چهلم» است.سطر پیشینبجز آن سحر ز فضلت، سحری دمید، باری→سطر بعدیمن از آفتاب غیبی شده ام سعید، باری←