مصرع نخست · شماره 65اگر آفتاب عمرم، بمغاربی فروشدشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.62خوش و عاشق و مکرم، سبک و شهید، باری#63به صلای تو دویدم، ز دیار خود بریدم#64به وثاق تو رسیدم، بده آن کلید، باری#65اگر آفتاب عمرم، بمغاربی فروشدانتخابشده66بجز آن سحر ز فضلت، سحری دمید، باری#67وگر آن ستاره ناگه، بفسرد از نحوست#68من از آفتاب غیبی شده ام سعید، باری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 65 از «چهلم» است.سطر پیشینبه وثاق تو رسیدم، بده آن کلید، باری→سطر بعدیبجز آن سحر ز فضلت، سحری دمید، باری←