مصرع نخست · شماره 19که همیشه درد باشد بنشسته در بن خمشاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.16چو تو فارغی ز گندم، چه کنی در آسیابی؟!#17ز بلای گندم آمد پدر بزرگت اینجا#18به هوای نفس افتد دل و عقل را جلایی#19که همیشه درد باشد بنشسته در بن خمانتخابشده20به سر خم آید آنگه که بیابد او صفایی#21به جناب بحر صافی، برویم همچو سیلی#22که خوش است بحر او را که بداند آشنایی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 19 از «چهل و یکم» است.سطر پیشینبه هوای نفس افتد دل و عقل را جلایی→سطر بعدیبه سر خم آید آنگه که بیابد او صفایی←