مصرع نخست · شماره 21به جناب بحر صافی، برویم همچو سیلیشاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18به هوای نفس افتد دل و عقل را جلایی#19که همیشه درد باشد بنشسته در بن خم#20به سر خم آید آنگه که بیابد او صفایی#21به جناب بحر صافی، برویم همچو سیلیانتخابشده22که خوش است بحر او را که بداند آشنایی#23تو که جنس ماهیانی، سوی بحر ازان روانی#24که به حوض و جو نیابی تو فراخی و فضایی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «چهل و یکم» است.سطر پیشینبه سر خم آید آنگه که بیابد او صفایی→سطر بعدیکه خوش است بحر او را که بداند آشنایی←