مصرع نخست · شماره 65گل سوری از عیادت پرسید زعفران راشاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.62که: « خمش، برو ازینجا، که درخت را شکستی »#63به جواب گفت « این خو که تو داری ای جفاگر#64نه سقیم ماند اینجا، نه طبیب و نه مجستی»#65گل سوری از عیادت پرسید زعفران راانتخابشده66که رخ از چه زرد کردی ز خمار سر چه بستی؟#67به جواب گفت او را که: « ز داغ عشق زردم#68تو نیازموده غم، ز کسی شنیده استی »#دربارهٔ این سطرسطر شماره 65 از «چهل و یکم» است.سطر پیشیننه سقیم ماند اینجا، نه طبیب و نه مجستی»→سطر بعدیکه رخ از چه زرد کردی ز خمار سر چه بستی؟←