مصرع دوم · شماره 64نه سقیم ماند اینجا، نه طبیب و نه مجستی»شاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.61پی ناز گفت گلبن، به عتاب و فن به بلبل#62که: « خمش، برو ازینجا، که درخت را شکستی »#63به جواب گفت « این خو که تو داری ای جفاگر#64نه سقیم ماند اینجا، نه طبیب و نه مجستی»انتخابشده65گل سوری از عیادت پرسید زعفران را#66که رخ از چه زرد کردی ز خمار سر چه بستی؟#67به جواب گفت او را که: « ز داغ عشق زردم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 64 از «چهل و یکم» است.سطر پیشینبه جواب گفت « این خو که تو داری ای جفاگر→سطر بعدیگل سوری از عیادت پرسید زعفران را←