مصرع نخست · شماره 39ای چشم کن کرشمه، که در شهره مسکنیشاعرمولویاثرچهل و سومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36از هر حسن بزاید هر لحظه احسنی#37بر میوها نوشته که زینها فطام نیست#38بر برگها نبشته، ز پاییز، ایمنی#39ای چشم کن کرشمه، که در شهره مسکنیانتخابشده40وی دل مرو ز جا، که نکو جای ساکنی#41بسیار اغنیا چو درختان سبز هست#42این نادره درخت ز سبزی بود غنی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «چهل و سوم» است.سطر پیشینبر برگها نبشته، ز پاییز، ایمنی→سطر بعدیوی دل مرو ز جا، که نکو جای ساکنی←