کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 317

برنجد گلوئی که بی خون بود

چهرهٔ نظامیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 314

    که هستش کمی رنج و بیشی و بال

    #
  2. 315

    به دانش ترا رهنمون کرده اند

    #
  3. 316

    که مال ترا حکم خون کرده اند

    #
  4. 317

    برنجد گلوئی که بی خون بود

    انتخاب‌شده
  5. 318

    خفه گردد از خونش افزون بود

    #
  6. 319

    هران مال کاید درین دستگاه

    #
  7. 320

    بران خفته دان تند ماری سیاه

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 317 از «بخش ۲۷ - نشستن اسکندر بر جای دارا» است.