کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 7

به رهت نشسته بودم که نظر کنی به حالم

چهرهٔ سعدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    که ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد

    #
  2. 5

    مکن ار چه می توانی که ز خدمتم برانی

    #
  3. 6

    نزنند سائلی را که دری دگر نباشد

    #
  4. 7

    به رهت نشسته بودم که نظر کنی به حالم

    انتخاب‌شده
  5. 8

    نکنی که چشم مستت ز خمار برنباشد

    #
  6. 9

    همه شب در این حدیثم که خنک تنی که دارد

    #
  7. 10

    مژه ای به خواب و بختی که به خواب درنباشد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «غزل ۲۰۰ - چه کسی که هیچ کس را به تو بر نظر نباشد...» است.