مصرع نخست · شماره 81به امرش وجود از عدم نقش بستشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.78که پیدا و پنهان به نزدش یکیست#79مهیا کن روزی مار و مور#80وگر چند بی دست و پایند و زور#81به امرش وجود از عدم نقش بستانتخابشده82که داند جز او کردن از نیست، هست؟#83دگر ره به کتم عدم در برد#84وزان جا به صحرای محشر برد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 81 از «سر آغاز» است.سطر پیشینوگر چند بی دست و پایند و زور→سطر بعدیکه داند جز او کردن از نیست، هست؟←