مصرع دوم · شماره 82که داند جز او کردن از نیست، هست؟شاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.79مهیا کن روزی مار و مور#80وگر چند بی دست و پایند و زور#81به امرش وجود از عدم نقش بست#82که داند جز او کردن از نیست، هست؟انتخابشده83دگر ره به کتم عدم در برد#84وزان جا به صحرای محشر برد#85جهان متفق بر الهیتش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 82 از «سر آغاز» است.سطر پیشینبه امرش وجود از عدم نقش بست→سطر بعدیدگر ره به کتم عدم در برد←