مصرع دوم · شماره 44در آن دم که چشمش زدیدن بخفتشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.41مروت نباشد بدی با کسی#42کز او نیکویی دیده باشی بسی#43شنیدم که خسرو به شیرویه گفت#44در آن دم که چشمش زدیدن بخفتانتخابشده45برآن باش تا هرچه نیت کنی#46نظر در صلاح رعیت کنی#47الا تا نپیچی سر از عدل و رای#دربارهٔ این سطرسطر شماره 44 از «سر آغاز» است.سطر پیشینشنیدم که خسرو به شیرویه گفت→سطر بعدیبرآن باش تا هرچه نیت کنی←